X
تبلیغات
گزارشاتم

گزارشاتم

گزارش خبری

شهادت حضرت سيدالشهدا تسليت باد

شهادت حضرت سيدالشهدا تسليت باد
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1390ساعت 20:42  توسط ساده لو  | 

توليد برق خصوصي يا دولتي ، آينده با کدام است

امروزه کشوري نيست که بحث انرژي و مصرف بهينه آن از بحثهاي استراتژيک آن کشور نباشد. انرژي به هر شکلي از جمله آبي ، حرارتي ، خورشيدي ، فسيلي و يا هسته اي که باشد داراي ارزش ملي براي کشورها دارد و حتي درآمد سرانه بسياري از کشورها بر پايه توليد و فروش گونه اي از انرژي است.

اگر بخواهيم عبارتي ملموس درباره اهميت و وجود انرژي در جهان امروز بيابيم بهتر است عدم و نبودن انرژي در جهان را تصور کنيم آن موقع است که نه تنها چرخ بسياري از کارخانجات بلکه در نگاهي عام تر چرخه زندگي بشر دچار لغزش و دگرگوني اساسي مي شود.

مقدمه بالا بهانه اي براي ورود به حوزه انرژي است . مدتي پيش به همراه تني چند از متخصصين برق و انرژي بخشهاي دولتي و خصوصي بازيدي علمي داشتم از نيروگاه CHP يا توليد همزمان برق و حرارت که بصورت آزمايشي در ساختمان وزارت نيرو واقع در بزرگراه نيايش راه اندازي شده است.

نيروگاه توليد همزمان برق و حرارت حجم کوچکي نسبت به ديگر نيروگاهها دارد و در يک اتاق و يا انباري ساختمان مي توان آنرا نصب کرد .

حميد چيت چيان از مهندسان باسابقه وزارت نيرو درباره نيروگاه ( CHP ) يا توليد همزمان برق و حرارت گفت : سي اچ پي روشي است که در آن کارخانجات و صنايع بزرگ و حتي مجتمع هاي مسکوني عظيم خود را از برق سراسري کشور بي نياز مي کنند و برق مورد استفاده خويش را خود تهيه مي کنند و حتي مازاد برق خود را به کارخانجات ديگر و يا به برق سراسري مي فروشند.

وي که گويا موهاي سرش را در نيروگاههاي برق سفيد کرده و تجربه زيادي در اين فن دارد ، افزود : کشور ما داراي ذخاير عظيم گاز است و لوله گاز تا در تمام کارخانه ها و مجتمع هاي شهري و روستايي رفته است پس چرا هنوز متکي به برق سراسري باشيم که خداي نکرده اگر نيروگاهها بواسطه جنگ ويا مسائل فني خراب شدند قسمتي از کشور در تاريکي فرو برود. اصلا" چرا دولت بايد متولي توليد برق کشور باشد و هيچ ردپاي بخش خصوصي در ميان نباشد.

چيت چيان با اشاره به دستگاه سي اچ پي گفت : گاز شهري وارد اين دستگاه مي شود و پس از سوختن و ايجاد حرارت ، برق زيادي با قدرت 50 مگاوات توليد مي کند که کارخانه اي بزرگ مانند ذوب آهن و نساجي و امثالهم را فقط با يک انشعاب گاز ، برق مي دهد.

وي اين روش را بهترين کار براي تمرکز زدايي توليد برق دانست و اظهار داشت : اولين دستگاه توليد همزمان برق و حرارت در سال 1888 در شهر هامبورگ آلمان آغاز بكار کرد که در آن زمان از حرارت حاصل از توليد برق براي تأمين حرارت تالار شهر استفاده شد و اكنون در بسياري از نقاط جهان بخصوص کشورهاي توسعه يافته از سيستم سي اچ پي استفاده مي کنند.

اين مهندس با سابقه درباره مزاياي توليد همزمان برق و حرارت گفت : اولين مزيت آن ارتقاي كارآيي انرژي و به حداقل رساندن تلفات انرژي است به عبارت ديگر بازده كلي انرژي سي اچ پي بين 80 تا 90 درصد است در حاليکه در يك نيروگاه امروزي کشور بازده انرژي بين 40 تا 50 درصد است.

مزيت دوم هزينه‌هاي كمتر و توجيه پذير واحدهاي سي اچ پي است که حجم دستگاه کوچک ، سوخت ورودي کم و بازده زياد دارد. همچنين هزينه‌هاي تعمير و نگهداري هم بسيار کاهش مي يابد.

مزيت سوم داشتن برق مطمئن است يعني برقي که هميشه هست و هيچ وقت قطع و يا ضعيف نمي شود و مهمترين مزيت اينکه بهاي برق مصرف کنندگان بسيار کمتر از وضع موجود مي شود و حتي مي توانند برق مازاد را بفروشند.

در اين بازديد مشاور وزير صنايع و معادن هم حضور داشت و گفت : امروز طرح آزمايشي را اجرا مي کنيم و تلاش ما بر اين است که تا سال 1390 با اجراي کامل طرح توليد برق پنجاه مگاواتي به روش ترکيبي برق و حرارت در بخشهاي خصوصي ، اين بخشها از برق سراسري کشور بي نياز شوند.

مهندس فاطمي امين افزود : اين روش از سالها قبل در بسياري از کشورهاي توسعه يافته اجرا مي شود و براي صنايع سنگين و کارخانه هاي بزرگ و پر مصرف برق بسيار باصرفه و مطمئن است. بطوريکه هر مجتمعي، چه صنعتي و چه مسکوني يک دستگاه ژنراتوز در محل خود نصب مي کند و با استفاده از گاز سراسري و يا ديزل براي واحد خود انرژي برق توليد مي کند و حتي برق توليدي خود را مي تواند به دولت در برق سراسري بفروشد.

فاطمي با اشاره به اجرايي شدن اصل 44 در اين بخش و ورود بخش خصوصي در توليد برق، گفت : با روش متمرکز توليد سراسري برق در ازاي هر متر مکعب گاز ، سه کيلووات برق توليد مي شود ولي بار روش ترکيب برق و حرارت يا سي اچ پي اين رقم به شش کيلو وات افزايش پيدا مي کند.

وي تصريح کرد: روش توليد ترکيبي برق و حرارت بسيار باصرفه است و يکي از موفق ترين برنامه هاي طرح تحول اقتصادي دولت نهم محسوب مي شود. همچنين بهاي برق براي مصرف کنندگان چه خانگي و چه صنايع و کارخانجات بسيار کاهش مي يابد .

وي تصريح کرد: در حال حاضر از صد در صد برق توليدي تنها 30 درصد آن به مصرف کنندگان مي رسد و نزديک به 70 درصد برق هدر مي رود اما با روش ترکيب حرارت و برق از هشتاد درصد برق توليدي استفاده مي شود و سهم اتلاف به 20 درصد کاهش مي يابد.

در هنگام بازديد مهندسان و مسئولين دعوت شده به محل استقرار نيروگاه سي اچ پي از اصطلاحات تخصصي برق ، الکترونيک ، مکانيک و انرژي و در کل اصطلاحات فني زياد استفاده مي کردند که در برخي موارد فيوز مغز من نمي کشيد.

يکي ديگر از بازديدکنندگان مشاور مديرعامل نيروگاه مشهد بود که با لحجه مشهدي خود را دکتر سيد مجيد هاشميان معرفي کرد و گفت : ابتدا از حضار محترم معذرت مي خواهم چون مي خواهم در ميان متخصصين بي تعارف سخن بگويم . زمان جنگ در خط مقدم از ايران دفاع مي کردم و امروز هم همان خط مقدم در بخش علم و صنعت وجود دارد و کم کاري ما را شرمنده شهدا مي کند. امروزه از حدود 90 درصد از نيروگاههاي کشور که حرارتي هستند 69 درصد اين تعداد بسيار کمتر از راندمان متعارف نيروگاههاي حرارتي بازده دارند.

هاشميان افزود : شرکت نفت نبايد تنها محافظ چاههاي نفت باشد بلکه بايد بر ميزان راندمان مصرف کنندگان عمده نفت مانند کارخانه ها و نيروگاههاي برق نيز نظارت کند. همين است که بازده متوسط 69 درصد نيروگاههاي ما بسيار کمتر از نيروگاههاي بخار20 سال پيش کشور هستند.

وي با اشاره اينکه فرهنگ غلط مصرف انرژي باعث اتلاف ميلياردها متر مکعب گاز کشور مي شود اظهار داشت :آمار مشترک وزارت نفت و وزارت نيرو نشان مي دهد که جمع مصرف و اتلاف انرژي ما رو به رشد است و در 10 سال آينده سطح مصرف انرژي به سطح توليد مي رسد و تمام نفت و گاز توليدي بايد به مصرف داخلي برسد. آن موقع است که ما به يک وارد کننده بزرگ انرژي تبديل مي شويم.

مشاور مديرعامل نيروگاه مشهد گفت : سوخت فسيلي در چاه صاحب ندارد براي همين است که وقتي 70 درصد آن تلف مي شود کسي دلش نمي سوزد. بخدا گناه سوزاندن نفت بيشتر از سوزاندن يک مزرعه گندم است چرا که سال ديگه باز گندم رشد مي کند اما ميليونها سال بايد بگذرد تا يک بشکه نفت بوجود آيد.

هاشميان در مورد يکي از تجربيات خود گفت : دهه 70 ميلادي بيش از 80 درصد سوخت دانمارک از خارج تامين مي شد و با اجراي سامانه CHP ، ميزان واردات سوخت اين کشور در سال 1996 به کمتر از 20 درصد رسيد و طبق برنامه مي خواهند در چند سال آينده تا 98 درصد از واردات سوخت و انرژي کشور خود را بي نياز کنند.

بازديد تمام شد و من در اين فکر بودم که آيا اين طرح توليد برق و حرارت جدي گرفته مي شود و به سراسر کشور تعميم داده مي شود و يا نه مشمول مرور زمان مي شود و يا با تغيير مديريتها آن نيز کمرنگ و يا حتي به فراموشي سپرده مي شود.

گزارشگر : محمد زندکريمخاني

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:48  توسط ساده لو  | 

متولي کشف استعداد کودکان کيست ؟

مدير موسسه مطالعه و خلاقيت کودک و نوجوان گفت : هيچ وزارتخانه ، سازمان و يا نهادي متولي کشف استعدادهاي کودکان نيست.

ظهر گرم نيمه شهريور و چهارم ماه رمضان است. خيابان اميري نرسيده به خيابان باقرخان و مقابل موسسه مطالعه و خلاقيت کودک و نوجوان مملو از پدران و مادران و کودکان است. بي حوصلگي و ناراحتي را مي شد از چهره مراجعان حس کرد. در موسسه بسته بود و هرزگاهي باز مي شد و بچه هايي که قبلا شماره دريافت کرده بودند وارد خانه دو طبقه اي که حالا موسسه بود مي شدند.

خانواده ها از اينکه چندين ساعت است آنجا معطل شدند ناراحت بودند ولي بخاطر کشف استعداد کودکشان زحمت را تحمل مي کردند.

با معرفي خود به عنوان خبرنگار صدا و سيما وارد موسسه شدم. حياط موسسه شبيه مهد کودک بود و داخل ساختمان بچه ها روي نيمکتهاي يک نفره نشسته بودند و برگه هاي آزمون را پر مي کردند. درست مثل کنکور سراسري . آزمونها هم تستي البته با شکل بود و هم مهارتي و يدي .

به سراغ مدير موسسه دکتر کيوا

ن کيان در يک اطاق درهم برهم و شلوغ رفتم .

کيان با بيان مطلب نخست گزارش ( ليد ) افزود : مدت 60 سال است که آزمونهاي کشف استعداد کودکان بر اساس تستهاي مادام مونتسوري در کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه برگزار مي شود ولي در کشور ما با توجه به ضريب هوشي کودکان ايراني برگزاري چنين آزموني سابقه نداشته است.

وي که دکتراي حقوق سايبرنتيک از مالزي و سابقه برگزاري چنين آزمونهايي در آن کشور دارد گفت: هدف ما اين است که دريابيم بچه هايمان در چه رشته هايي داراي استعداد و ريشه هستند و در همان جهت آنها را پرورش دهيم نه اينکه باري به هرجهت بچه بزرگ شود و به دانشگاه آن هم رشته اي ناخواسته برود.

کيان تصريح کرد : اين طرح چهار روزه همزمان در سه نقطه تهران و 14 استان برگزار مي شود و نتايج آن پس از بررسي بوسيله يک تيم متخصص در تاريخ 28 شهريور در روزنامه ايران و يا در سايت www.koodakiq.con اعلام مي شود.

مدير موسسه مطالعه و خلاقيت کودک و نوجوان از مشکلات پيش آمده در اجراي اين آزمون چنين ياد کرد : چند ماه پيش از وزارت آموزش و پرورش و بهزيستي براي اجراي آزمون ياري خواستم ولي آموزش و پرورش گفت که کودکان در سنين بالاي هفت سال به اين وزارتخانه مربوط مي شوند و بهزيستي معتقد بود که ما بچه هاي زير 7 سال را در حد مهد کودک و نگهداري وظيفه داريم و استعداد يابي به ما ربطي ندارد.

وي با اشاره به هزينه 5 هزار توماني ثبت نام کودکان گفت : در مرحله نخست پيش بيني ثبت نام 8 هزار کودک را داشتيم ولي با استقبال خانواده ها اين تعداد در کل کشور به 19 هزار و 800 نفر رسيد که نويد بخش اين است که خانواده ها نسبت به آينده کودکان خود حساستر از گذشته شدند.

کيان افزود : با اين تعداد کودک و تعطيلي تابستاني مدارس ، آموزش و پرورش و بهزيستي هيچ مکاني را به ما ندادند و تنها دانشگاه علم و صنعت به ازاي اجاره 2500 توماني براي هر صندلي با پذيرش اين کودکان موافقت کرد که اين بار پرداخت اين هزينه از عهده ما خارج بود.

وي در ادامه گفت : هشت روز قبل از آزمون ، دعوتنامه ها به منزل خانواده ها پست شد که متاسفانه به دليل اهمال کاري اداره پست40 درصد از دعوتنامه ها هنوز به آدرس خانواده ها نرفته است و اين مسئله باعث تجمع خانواده ها مقابل موسسه شد که ناراحتي هايي نيز براي خانواده ها بوجود آورد.

مدير موسسه مطالعه و خلاقيت کودک و نوجوان در پايان گفت : به مسئولين توصيه مي کنم اين بچه ها سرمايه هاي آينده کشور هستند و تا چند سال ديگر کارها را بايد به آنها بسپاريم. سرمايه گذاري انساني يعني همين . سرمايه نفت و گاز و .... محدود است ولي آيا سرمايه خلاقيت و فکر هم محدود است.

موقع بيرون آمدن باز هم نگراني نسبت به آينده بچه ها را در نگاه والدين مي ديدم. و باز گرما بود و ظهر تابستان و ماه رمضان.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:45  توسط ساده لو  | 

هيولاي مفيد يا کروکوديل

وقتي به نمايشگاه بين المللي دام و طيور تهران مي رفتم فکر کردم که چه گزارش و خبري بزنم که تکراري نباشه ولي چند دقيقه پس از ورود به نمايشگاه متوجه شدم آنقدر موضوعات متفاوتي وجود دارد که اگر 20 خبرنگار هم همزمان در اين محل کار کنند باز هم جا براي گزارشات و اخبار تازه وجود دارد.

هنگام ورود و در اولين غرفه ، وجود دو کروکوديل توجهم را جلب کرد . به سراغ خانمي که مسئول غرفه بود رفتم و از او درباره پرورش اين حيوانات ترسناک و باز مانده از جانوران ماقبل تاريخ سوال کردم. گفت :

سيده زينب حسيني نخستين پرورش دهنده کروکوديل در ايران هستم و مدت 5 سال است که در زمينه واردات و پرورش کروکوديل فعاليت مي کنم . پس از استفتاء از مقام معظم رهبري وعلماي صاحب فتوا در مورد اين حيوان وحشي ، وزارت جهاد و کشاورزي مجوز رسمي پرورش کروکوديل را در سال 1385 صادر کرد.

وي افزود : پرورش اين جانور دوزيست بسيار ساده است به نحوي كه مي‌توان با ساخت يك استخر در كنار دامداريها، مرغداريها و استخرهاي پرورش ماهي نسبت به توليد و پرورش ان اقدام كرد. از نظر هزينه هم خوراک کوروکوديل در يکسال کمتر از 100 هزار تومان مي شود.

حسيني گفت : غذاي کروکوديل شامل ضايعات کشتارگاهها ، دامداريها ، مرغداريها و ماهي سراهاست. کروکوديل وقتي به سن سه سالگي مي رسد تقريبا بين سه تا چهار متر طول دارد و آماده ذبح و پوست کني آن هم بصورت اسلامي مي شود.

اين پرورش دهنده کروکوديل افزود : تمام اجزاي کروکوديل قابل استفاده است و اين حيوان به معناي واقعي يک هيولاي مفيد است . پوست آن بسيارگران است و در صنعت چرمسازي و کيف و کفش استفاده مي شود. از خون آن در پزشکي و سرم سازي بهره مي برند. استخوان آن را پودر مي کنند تا کود کشاورزي و غذاي حيوانات اهلي شود و در آخر گوشت آن نيز به کشورهاي غير اسلامي صادر مي شود البته مدتي است از پودر استخوان اين حيوان براي تهيه دارو در درمان آسم ، MS و ضعف قواي جنسي استفاده مي کنند.

پس از اين خانم با آقاي دکتر پيمان شيرازپور با همين موضوع وارد صحبت شدم ، گفت : علاوه برپايين بودن هزينه تغذيه ، اين حيوان از سرعت رشد بالايي برخوردارست به نحوي كه سال اول عمر به ازاي مصرف هريك كيلوگرم مواد غذايي ، 1/1 كيلوگرم افزايش وزن پيدا مي‌كند.

وي افزود: كروكوديل داراي پوست، گوشت و خون با ارزشي است و پرورش آن درآمدزايي خوبي دارد. اين جانور بخاطر با ارزش بودن پوستش ، بصورت شليك گلوله درمغز كشتار مي‌شود. همچنين گوشت كروكوديل داراي خاصيت دارويي بوده و در درمان برخي بيماريها از قبيل آسم ، دردهاي عضلاني و تقويت قواي بدن كاربرد دارد.

شيراز پور گفت : عاملي درخون اين جانور وجود دارد كه قدرت آن تا 500 برابر قويتر از آنتي بيوتيكهاي موجود است كه اين عامل را كروكوديلين نامگذاري كرده‌اند. اين عامل توانسته ويروس ايدز را نيز در محيط آزمايشگاهي به راحتي از بين ببرد و به همين دليل هم اكنون كشورهاي زيادي از جمله ايران درحال تحقيقات براي يافتن دارويي براي اين بيماري مهلك بوسيله عامل خوني كروكوديل هستند.

اين استاد دانشگاه افزود : گوشت كروكوديل به دليل عدم ابتلا به جنون گاوي و آنفلوآنزا از استقبال خوبي در بين کشورهاي اروپايي و ژاپن برخوردار است. همچنين صادرات حيوان به صورت زنده، جذب توريسم، فروش نوزادان و مولد‌ها بسيار سودده است و هر تخته پوست كروكوديل به صورت خام 300 دلار و به صورت دباغي شده 600 دلار به طور عمده‌فروشي در جهان خريد و فروش مي‌شود.

وي افزود : پرورش هر قطعه از اين جانوران فضاي کمي نياز دارد و هر كدام از آنها در هردفعه 20 تا 60عدد تخم گذاشته و اغلب سالي يكبار و دربعضي موارد دوبار تخم ‌گذاري مي‌كنند.

شيرازپور خاطرنشان كرد: اين حيوان به دليل خاصيت تطبيق ‌پذيري توانسته با كمترين تغيير در طول تاريخ به حيات خود ادامه دهد و تنها دشمن طبيعي آن انسان است .

وي كروكوديل را حيواني بسيار كم توقع خواند و گفت: اين حيوان هم زنده‌خوار است و هم لاشه‌خوار، خوردن غذا‌هاي گنديده به لحاظ اسيديته بودن معده آن را به بيماري مبتلا نمي‌كند. به همين دليل مي‌توان با احداث اين استخر‌ها در كنار واحد‌هاي دام و طيور از لاشه‌هاي اين واحد‌ها جهت تغذيه حيوان استفاده كرد.

اين كارشناس به دو روش عمده (Farming ) و (Ranging ) در پرورش تمساح اشاره كرد و گفت: در روش Farming كه از نظر محيط زيست و مجامع بين‌المللي بلامانع است نوزاد تمساح از مزارع توليدكننده تمساح خريداري مي‌شود و به مزارع پرورش دهنده منتقل مي‌شود، ولي در روش Ranging نوزادان از محيط زيست شكار مي‌شوند كه در حال حاضر به علت انقراض نسل كروكوديل چندان صورت نمي‌گيرد.

شيرازپور در پايان گفت : نژاد كروكوديل ايراني برخلاف نژاد نيل آن داراي پوزه كوتاه (گاندو) و بسيار آرام است و علاوه بر وحشت عموم از كروكوديل بايد بگويم در 100 سال گذشته تنها دو الي سه مورد از حمله كروكوديل به انسان گزارش شده است.

گزارشگر : محمد زندکريمخاني

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:39  توسط ساده لو  | 

السلام على اهل لا اله الا اللّه

السلام على اهل لا اله الا اللّه - من اهل لا اله الا اللّه - يا اهل لا اله الا اللّه - بحق لا اله الا اللّه - كيف وجدتم قول لا اله الا اللّه - من لا اله الا اللّه - يا لا اله الا اللّه - بحق لا اله الا اللّه - اغفر لمن قال لا اله الا اللّه وحشرنا فى زمره من قال لا اله الا اللّه - محمد رسول اللّه - على ولى اللّه .

در کنار هاي و هوي شهر ما ، شهريست بي هياهو. وقتي در اين زمين پاي مي نهي ، اندکي شکسته مي شوي . هنگامي که به اسم ها و رسم ها و سنگها نگاه مي کني ، لحظه اي به خود تلنگري که " اي خواجه در سراچه دنيا چه مي کني " .

چه آسان 38 سال گذشت . 25 تيرماه سال 1349 . زمانيكه اقوام و آشنايان آقاي محمد تقي خيال، جنازه وي را براي خاكسپاري در خانه ابديش تا بهشت زهرا (س) همراهي مي ‌كردند، كمتر كسي تصور مي کرد زماني برسد كه روزانه نزديک به 200 متوفي ، همسايه ديوار به ديوار خانه خيال ‌شوند.

شهر ما با قدمت 200 ساله خود تقريبا 140 گورستان به غير از بهشت زهرا (س) دارد که معروفترين آنها عبارتند از گورستانهاي مسگرآباد ، ابن بابويه ، ظهيرالدوله ، باغ طوطى ، خاوران ، امامزاده عبدالله (ع) ، امامزاده اسماعيل (ع) ، امامزاده صالح (ع)، آستان حضرت عبدالعظيم (ع) ، ارامنه و بسياري ديگر...

بهشت زهراي 424 هکتاري تهران كه مهمان پذيرترين گورستان جهان است ،‌ برخلاف توسعه عمودي شهرها تنها به صورت افقي رشد كرده است و با وسعت 500 كيلومتر مربعي خود ، تن هزاران نفر را اعم از رهبر و رئيس جمهور، نخست وزير و وزير، وکيل و دکتر و مهندس و مردم در خود جاي داده است.

آري اين شهر تمام شرايط يک کشور را دارد. کشوري که هيچ گاه مامور آمارگيري نفوس را در خود نديده است.

محمود رضاييان با 22 سال سابقه مديريت در سازمان بهشت زهرا(س) مي گويد : " با توجه به تعدد گورستانهاي داخل شهر تهران ، در سال 1345 با هدف تجميع متوفاي اين شهر در يک مکان معين و جلوگيري از رشد اين گورستانها ، كلنگ تاسيس اين گورستان با نام بهشت زهرا(س) به زمين زده شد و اولين بهره برداري رسمي در تاريخ بيست و پنجم تيرماه سال 1349 با دفن فردي بنام محمد تقي خيال فرزند علي در قطعه 1 رديف 1 شماره 1 انجام شد."

اما دريغ که چندي است شمارش معكوس اين بهشت آغاز شده و تا چند ماه ديگر شايد مرحوم خيال مهمان و همسايه تازه اي نداشته باشد و در يک کلام ، پايان بهشت زهرا(س) .

مدتي است که مسئولين سازمان بهشت زهرا (س) از کمبود زمين و پر شدن قبور اين مکان مقدس در آينده اي نزديک خبر مي دهند و به اعتقاد مدير عامل اين سازمان ، درهاي اين بهشت پيش از پايان سال بسته خواهد شد.

وي معتقد است "با روند رو به رشد مرگ و مير در پايتخت، تهران به احداث چهار گورستان مشابه ديگر نيازمند است. بيش از 38سال از تأسيس اين سازمان سپري شده است و تاكنون تقريبا يک ميليون و 469 هزار و 836 نفر در اين مكان آرميده اند که از اين تعداد سيصد هزار نفر شهيد هستند."

رضاييان گفت : " مدت پنج سال است که هشدارهايي را در خصوص پر شدن ظرفيت دفن در بهشت زهرا داده ام و به ضرورت توسعه 160هكتاري از اراضي شرقي اين گورستان اشاره داشته ام اما هر چه بيشتر داد و شيون و پيگيري موضوع مي کنم گويا بيشترعقب گرد مي کنم . مسوولان مديريت شهري به اين مهم کم ‌توجه و يا بي توجه هستند و مسوولان و مردم باقرشهر نيز بارها جلوي اين توسعه ارضي را سد كرده‌اند."

با يک محاسبه ساده درمي يابيم که اگر روزانه بطور متوسط 200 متوفى در بهشت زهرا دفن شود اين آمار سالانه بالغ بر اجراي 50 هزار مراسم تدوفين خواهد بود که اجراي اين حجم گسترده مراسم خاك‌ سپاري، نيازمند ظرفيت‌ سازي گسترده ايست. مطالعات كارشناسان سازمان بهشت‌ زهرا نشان مي دهد که با اضافه شدن 160هكتار از اراضي بخش شرقي، ظرفيت بهشت زهرا(س) حداكثر تا 10 سال آينده تامين مي شود.

اما يکطرفه به دادگاه نرويم و قضاوت نکنيم .

علي فرجي عضو شوراي اسلامي باقرشهر مي گويد : "چند دهه است که زباله ها و معضلات پايتخت به جنوب تهران منتقل مي شود از سويي ديگر 40سال است كه ميزبان مردگان تهراني‌ها هستيم اما ديگر اجازه توسعه ارضي اين گورستان در محدوده باقرشهر را نمي دهيم .

فرجي افزود : شوراي شهر باقرشهر مخالف توسعه بهشت زهرا است، چرا که قرار است، اين کار در حريم اين شهر صورت گيرد و با اجراي اين عمليات، جلوي توسعه باقرشهر گرفته خواهد شد."

در آخرين مصاحبه اي که با مدير عامل سازمان بهشت زهرا داشتم مي گفت که هنوز اين مشکل پا برجاست و متراژي به زمينهاي اين گورستان افزوده نشده است و احتمالا تا چند ماه اخير به بحراني براي دفن مردگان تهراني روبرو خواهيم شد.

رضاييان معتقد است :" اگر همين الان هم زميني در اختيار من قرار دهند تا گورستان جديد تهران را در آن بسازم ، دير شده است و زمان کم مي آورم چرا که صرف داشتن زمين براي ايجاد گورستان مهم نيست بلکه قطعه بندي و درختکاري و ساختن تاسيسات غسال خانه و اداري و مسجد و سرويس هاي عمومي و شبستان و غيره .... بيش از يکسال زمان مي برد در حاليکه تا پايان سال بايد پرونده بهشت زهرا را بست."

وي مي‌ گويد: " هر نقطه اي را براي احداث گورستان دست مي گذاريم صداي گروهي بلند مي شود . سال گذشته قرار بود گورستاني در کيلومتر 12 آزاد راه تهران - شمال واقع در محدوده امامزاده عقيل بوسيله بخش خصوصي ساخته شود که با مخالفت اعضاي شوراي اسلامي شهر تهران روبه رو شد. روي زميني در گرمدره کرج مطالعه کرديم اما شهرداري کرج مخالف کرد . روي زميني در شمال شرقي تهران بنام تلو تحقيق کرديم ارتش صدايش درآمد."

تمركز گورستان در يك نقطه از لحاظ عرفى، فرهنگى و اعتقادى نيز درست نيست و از طرفي در ضرورت ساخت گورستان ‌هاى جديد در اطراف تهران شكي نسيت زيرا بسيارى از كارشناسان حوزه شهرى معتقدند كه فاصله زياد مناطق شرقى و شمالى پايتخت با بهشت زهرا از مشكلات موجود بر سر راه شهروندان تهرانى است بطوري كه گاه براي رسيدن به اين بهشت دنيوي 50 كيلومتر مسافت را طي مي کنند .

اين معضل علاوه بر ايجاد ترافيك چند ساعته و گاها" تردد بيش از يك ميليون نفر در ايام خاص و مصرف سوخت بيهوده دردسرهاى ديگرى مانند اتلاف وقت در خاك سپاري و صرف هزينه‌ هاى گزاف را در پي دارد.

دکتر سعيد خال مشاور مدير عامل سازمان بهشت زهرا معتقد است : " احداث گورستان هاي جديد در تهران تقريبا فاصله و شکاف فرهنگي شمال و جنوب شهروندان تهراني را تعديل خواهد کرد. بسياري از خانواده هاي متمول حتي در اجراي مراسمهاي بزرگداشت عزيزان خود به نوعي فرهنگ سازي مي کنند که نشات گرفته از روحيه تفاخر آنهاست در حاليکه خانواده هاي ديگري هستند که در کمال سادگي بر سر قبر خويشان خود مي آيند."

وي افزود : من با قطعه بندي گورستانها بنام قطعه هنرمندان و پزشکان و مهندسان و نام آوران و مردم عادي و ثروتمندان ( به غير از شهدا ) مخالفم چون تفاخر براي شهر است و اينجا همه با يک کفن در زميني کوچک مي خوابند و چه بهتر که همه با هم باشند و الي باز رفتن خانواده ها به قطعه پزشکان و مهندسان و متمولين فخر مي آورد و رفتن به قبور مردم عادي ....."

اين واقعيت زندگي است که آخرين گذر زميني همه انسانها، گورستان است و زنگها به صدا در مي آيند و همگي بايد به فکر تامين مسکن آخرين باشيم . پيش فروش خانه آخرت و حتي دلالي قبور در بهشت زهرا ممنوع است. زمان تنگ است و صورت اتلاف وقت، تهرانيان در كنار معضلات شهري بسياري مانند تهيه مسكن، ‌ترافيك ،آلودگي ، گراني و جمعيت ، معضلي نيز به عنوان يک وجب خاک براي خواب ابدي نيز به آن اضافه شود.

گزارشگر : محمد زندکريمخاني

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:35  توسط ساده لو  | 

نگاهي به وضعيت چاپ و نشر کتاب در حوزه کودک و نوجوان

فرهنگ در هر جامعه اي يکي از مهمترين شاخص هاي توسعه يافتگي آن جامعه محسوب مي شود و اساسا" تمام بخشهاي ديگر مانند اقتصاد ، خانواده ، روابط اجتماعي ، قانون ، کشاورزي و صنعت و ... را در بر مي گيرد و رشد مي دهد.

يکي از عناصر زير مجموعه فرهنگ ، بخش کتاب و ميزان مطالعه و وضعيت نشر در يک جامعه است که در اين ميان حوزه کتاب و نشر کودک و نوجوان از اهميت فوق العاده اي در جوامع توسعه يافته برخوردارست چرا که تمام کارشناسان تعليم و تربيت معتقدند که اگر در مقطع کودک و نوجوان يک جامعه بهترين سرمايه گذاري و برنامه ريزي آموزشي و فرهنگي صورت گيرد ، آينده اي موفق و رو به رشدي را مي توان براي آن جامعه انتظار داشت.

نمايشگاه بين المللي کتاب تهران محل مناسبي براي تحقيق و بررسي وضعيت چاپ و نشر کتاب در حوزه کودک و نوجوان است . بنابراين به بخش کتاب کودک و نوجوان که در يکي از رواقهاي بزرگ مصلي امام خميني (ره) است رفتم.

در اين بخش سر و صداي بچه هاي که به همراه والدين خود آمده اند فضا را پر کرده است گويا بچه ها خود را صاحب اين رواق بزرگ مي دانند.

غرفه بزرگ کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان جاي سوزن انداختن ندارد و تمام کارکنان آن با سرعت تمام به بچه ها و خانواده آنها خدمات مي دهند. به سراغ مدير غرفه مي روم و درباره ويژگي هاي نشر کتاب در حوزه کودک و نوجوان سوال مي کنم.

ابوالقاسم ولي نژاد که امسال بازنشسته مي شود و تا بحال در تمام نمايشگاههاي اين کانون حضور داشته است مي گويد : چاپ و نشر و توليد محتوا براي کودکان و نوجوانان بسيار حساستر و تخصصي تر از ديگر مقاطع سني است چرا که بچه ها همانند يک خمير خام و يک لوح سفيد هستند که هر برنامه و طرحي روي آن پياده کني در حقيقت در شکل گيري شخصيت او در بزرگسالي دست برده ايد.

وي افزود : حمايت دولت و وزرات ارشاد در حوزه چاپ و نشر کتاب کودک بسيار خوب است و به سبب محدوديت کمتر در اين بخش ، ناشران به عرضه انواع محصولات فرهنگي اقدام مي کنند و اين تنوع توليد دست خانواده ها را براي انتخاب بهترين محصول فرهنگي باز گذاشته است.

ولي نژاد گفت: امروزه والدين نسبت به تعليم و تربيت فرزندان خود اقبال بسياري نشان مي دهند و محصولاتي را که احساس مي کنند به رشد فکري و حرکتي فرزندانشان کمک مي کند تهيه مي کنند و اين امر مي تواند نويد بخش نسلي موفق و فاخر براي دهه آينده کشورمان باشد.

مدير بازرگاني کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان ترجمه آثار خارجي را تهديدي براي فرهنگ کودکان ايراني خواند و گفت : بيش از 70 درصد کتابهاي بخش کودک و نوجوان ترجمه هستند چرا که توليد کتابهاي ترجمه براي ناشران بسيار ساده و کم هزينه و سريع انجام مي شود.

علي خاکباز مترجم، نويسنده و سر ويراستار کانون پرورش فکري با 22 سال سابقه ويراستاري بخش کودک مي گويد: من نگاه مثبتي به ترجمه آثار دارم . مترجم با کار خود پلي بين فرهنگها مي زند. فرهنگهاي ديگر نيز داراي نکات آموزنده و مثبت هستند و بايد از آنها استقبال کرد. از سويي ديگر کار تاليف کتاب کودک بايد هدايت شود چرا که تاليف ضعيف و بي هدف همان بلايي را سر فرهنگ کودک مي آورد که ترجمه بد مي آورد.

وي افزود : از مهمترين ويژگي هاي پيش از توليد کتاب کودک و نوجوان فعاليت تحقيق است. کتابي که بدون شناسايي نيازهاي يک کودک در يک جامعه خاص توليد مي شود نه تنها کودک راجذب نمي کند بلکه در بلند مدت به کل فرهنگ آن جامعه لطمه مي زند بنابراين کيفيت محتوا و تصويردر کتاب کودک حرف اول را مي زند.

خاکباز در ادامه گفت : متاسفانه برخي از مترجمان نگاهي کاسب کارانه به کتاب کودک دارند و در عرض 48 ساعت کتابي را ترجمه و عکسهاي خارجي و زيباي آنرا اسکن و روانه بازار مصرف مي کنند ، بدون اينکه پولي به مولف يا نقاش خارجي بدهند در صورتي که تاليف کتاب کودک بيش از 6 ماه زمان مي برد و بايد پول مولف و نويسنده و شاعر را داد و پول نقاش را جدا .

وي درحاليکه ويترين غرفه اي را به من نشان مي داد گفت : اينجا 33 کتاب کودک عرضه مي شود که 5 تاي آن تاليف و مابقي ترجمه است. آيا محتواي اين کتابها با فرهنگ بچه هاي ما نزديک است يا بچه هاي ما بايد فرهنگ خود را به اين کتابها نزديک کنند؟ آيا دختران 13 ساله ما بايد مانند عکسهاي کتاب سيندرلا و باربي و سفيد برفي و زيباي خفته لباس بپوشند؟.

اين مترجم و ويراستار کتاب کودک گفت : بر خلاف پيش از انقلاب ، بعد از انقلاب و بخصوص در چند سال اخير دولت توجه خاصي به بخش کتاب کودک داشته است ولي اين کافي نيست و اگربه برنامه ريزي و سرمايه گذاري کشورهاي ديگر در اين حوزه نگاه کنيم مي بينيم که نمره فعاليت ما بيشتر از 12 نمي تواند باشد و هنوز 8 پله تا نمره مناسب براي بچه هاي کشورمان فاصله داريم.

محمد سعيد مسعودي جوان معاون بازرگاني انتشارات مدرسه که 27 سال سابقه کار فرهنگي در حوزه کودک و نوجوان دارد گفت : حوزه علوم و فرهنگ مکتوب يکي از حوزه هايي است که کشورها چه توسعه يافته و چه در حال توسعه در آن سرمايه گذاري فراواني کرده اند. در کشورهاي توسعه يافته اروپايي (بنا به تجربه شخصي خودم ) استاد دانشگاه شدن آسان تر از معلم مقطع ابتدايي شدن است چرا که سن شکل پذيري شخصيت فرد و جامعه را دريافته اند.

وي نيز با اشاره به کثرت ترجمه کتابهاي خارجي در حوزه کودک افزود : کشور ما ادبيات غني و قصه هاي کهن بسياري دارد ولي در مهندسي ذهن کودک و نوجوان ضعف داريم. شخصيت سازي براي الگوبرداري کودک نياز به تحقيق فراوان دارد به عنوان مثال بايد گفتار و کردار اسلامي را به قطعات بسيار کوچک شخصيتي تبديل کرد تا مفاهيم تربيتي را از اين طريق انتقال داد.

جوان گفت: صدسال پيش شخصيتهاي والت ديسني و ميکي موس و هفتاد سال پيش سيندرلا و غيره ... ساخته شدند هنوز روي لوازم التحرير و لباسها و اتاق خواب بچه ها خودنمايي مي کنند. هنوز براي تبليغ کالاهاي بازرگاني و يا تشويق مردم به خريد يا شهربازي از عروسکهاي خارجي تن افراد مي کنيم.

وي گفت : بعد از انقلاب فعاليت بسياري در حوزه کودک انجام شد ولي به اندازه فاصله اکنون با قبل از انقلاب ، با کشورهاي توسعه يافته فاصله داريم و بايد کار کرد.

اميد پناهي آذر، شاعر ، نويسنده و مدير انتشارات خانه هنر گفت : اکثر کتابهاي من تاليف و الهام گرفته از قصه هاي کهن فارسي و شاهنامه است و توليد يک کتاب با کار نقاشي و شعر و داستان و صفحه آرايي و مجوز وزارت ارشاد 6 ماه وقت مرا مي گيرد در حاليکه با کمترين هزينه و در 48 ساعت مي توان يک کتاب کودک خارجي را ترجمه ، صفحه آرايي و توليد کرد.

وي گفت : در اين حالت تفاوتي ميان فروش سيب زميني و کتاب کودک ديگر وجود ندارد و بازاري شدن فعاليت در حوزه کودک بيشترين آسيب را به نسل آينده کشور در حوزه فرهنگ مي زند.

فريده خلعتبري مدير انتشارات شباويز با بيش از 24 سال سابقه کار براي کودک و برنده چندين جايزه بين المللي در اين بخش گفت : ايران هيچ چيزي از نظرغناي ادبي از کشورهاي ديگر کم ندارد ولي کم کاري ما باعث شده کشورهاي ديگر مانند ترکيه شخصيتهاي ما را به نام خود به جهانيان معرفي مي کند.

خلعتبري با اشاره به ضرورت جهاني شدن و پذيرش قانون کپي رايت و بخصوص در حوزه کودک گفت : چندسالي است که دولت ترکيه به شخصيت سازان قصه هاي کودکانه تشويقهاي مالي خوبي مي دهد بنابراين شهرزاد ما ترک شد ، قصه هاي مولوي ما ترک شد ، ملانصرالدين ما ترک شد ، کاوه آهنگر و آرش ما ترک شدند و ......

از رواق کودکانه نمايشگاه کتاب خارج مي شوم ولي هنوز چراهاي زيادي ذهنم را بخود اما نه بي خود مشغول کرده است.

چرا تمام سي دي هاي کارتون پسرم خارجيست و بارها انها را مي بيند ؟

چرا پارسا علاقه زيادي به تي شرتهاي بت من ، اسپايدر من ، لاک پشتهاي نينجا دارد؟

آيا اکثر بچه هاي ما هم ناخواسته به آثار خارجي گرايش دارند؟

شايد ما بزرگترها در ارائه شخصيت ايراني و اسلامي به آنها کم کاري کرده ايم؟

اصلا آنقدر که بيگانگان براي فرهنگ سازي بچه هاي ما وقت مي گذارند ما هم وقت براي توجه به بچه هايمان داريم؟

گزارشگر: محمد زندکريمخاني

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:33  توسط ساده لو  | 

54 سال با ايستگاه اتوبوس تهران

با ايجاد وگسترش شهرها ، گام به گام ملزومات زندگي شهري خودنمايي کرد . در کنار تجمع جمعيتي و نوع بافت شهري برخي از اين ملزومات مانند وسايل نقليه که بسترساز رفاه ، مدنيت و شهرنشيني بود به معضلي براي اين جمعيت تبديل شد.

رفت و آمد شهروندان براي فعاليتهاي روزانه و حمل و نقلهاي درون شهري با افزايش تعداد وسايل نقليه اندک اندک مفهوم جديدي بنام ترافيک را براي شهرنشينان تداعي کرد .

امروز 20 فروردين 1387 پنجاه و دومين سالروز تاسيس شرکت واحد اتوبوس راني تهران و حومه است. پنجاه و دو سال پيش در چنين روزي يعني1335/1/20 هجري شمسي مردم تهران شاهد حرکت بزرگترين خودرو در قالب اتوبوس عمومي بودند که در خيابانهاي درشکه رو تهران خوش مي خراميد و مسافريني که از پنجره هاي اتوبوس مشتاقانه به سياحت شهر مي پرداختند و براي عابران پياده دست تکان مي دادند.

پنجاه و دومين سالروز تولد اتوبوس شهري بهانه اي شد تا به اجمال نگاهي به تاريخچه آن داشته باشيم.

با کشف چاه هاي نفت جنوب در قرن نوزدهم ، ايران مورد علاقه روس ها و اروپائيها قرار گرفت و هر کدام با روشهاي گوناگون به دنبال اهداف اقتصادي خودبودند. اين روشها گاه نيز به صورت سرمايه گذاري آزاد انجام مي گرفت.

صنعت حمل و نقل نيز جزء سرمايه گذاري آزاد محسوب مي شد. براين اساس اولين اتوبوس توسط يک تاجر بلژيکي در شهر رشت بکار گرفته شد اما به مرور زمان و با توجه به ميزان کرايه ، سود آوري و زيرساختهاي حمل و نقل توجيه اقتصادي آن رد شد و اتوبوس بلژيکي به يک از تاجر ايراني به نام معين التجار فروخته شد.

معين التجار پس از انقلاب مشروطه اتوبوس خود را به تهران آورد وباکرايه هر نفر 3 شاهي مشغول به فعاليت گرديد. به مرور زمان تقاضا براي استفاده ازاين خودرو بيشتر شد و چند سال بعد چندين اتوبوس توسط تجار مختلف وارد شهر شد.

اولين اتوبوس هاي مونتاژ شده در سال 1290 شمسي در تهران آغاز به کار کرد. در آن زمان حدود 500 درشکه در تهران وجود داشت جابجايي مسافـر بيشتر توسط درشکه ها انجام مي گرفت.

در سال 1298و در زمان صدارت وثوق الدوله و با توجه به افزايش نارضايتي مردم از نحوه جابجايي مسافر، دولتمردان بر آن شدند تا با ايجاد يک اداره به سازماندهي و نظم بخشيدن به حمل و نقل شهري بپردازند .

در اولين گام شهرداري (بلديه طهران ) کليه اتوبوسها را موظف به دريافت پلاک شناسايي خودرو نمود ودر زمان کريم آقابوذرجمهري براي کنترل خطوط ، هر خط داراي ناظمي شد تا بر رعايت ناوگان خطوط نظارت کند.

در شهريور سال 1320 تعداد 100 دستگاه اتوبوس در تهران کار مي کرد که حدود 90 دستگاه آن بنز بود.

در سال 1330 ، اتوبوسهاي « زايس» روسي وارد ايران شد و در سال 1331 دولت آقاي سهيلي اجازه فعاليت شرکتهاي خصوصي حمل و نقل را صادرنمود.

در سال 1331 براي ساماندهي وضعيت ناوگان اتوبوسراني ، قانون تاسيس شرکت واحد اتوبوسراني با سرمايه 300 ميليون ريال تصويب شد.

در 20 فروردين 1335 سازماندهي و افزايش ناوگان بوسيله شرکت واحد شروع شد و بعد از مدتي اتوبوسهاي قديمي از سطح شهر جمع آوري و جايگزين آن اتوبوسهاي جديد و يک شکل شدند.

اولين خط اتوبوسراني تهران در 14 تير ماه سال 1335 با 80 دستگاه اتوبوس در مسير بازار تا ميدان امام حسين (ع) (فوزيه) در حضور نمايندگان مجلس شوراي ملي وقت و تعدادي از وزرا افتتاح شد و سال اول فعاليت شرکت واحد با تعداد 173 اتوبوس و 5 خط به پايان رسيد.

در سال 1348 اولين اتوبوس دو طبقه در ايران مونتاژ شد و به ناوگان عمومي پيوست. کم کم تعداد اتوبوسها افزايش يافت که اين افزايش نيازمند سازماندهي ، سرويس هاي فني، افزايش نيروي کارتخصصي ، ايجاد فضاهاي لازم و غيره بود.

افزايش خودرو به ويژه در سال‌هاي گذشته، هزينه‌ها و خسارت‌هاي اجتماعي، اقتصادي و زيست‌محيطي فراواني را در كشور بر جاي گذاشته است كه مهم‌ترين آنها تهديد منابع انرژي، مصرف بالا و واردات آن و ازدياد تصادفات فوتي و جرحي، آلودگي هوا، ترافيك و صدمات زيست‌محيطي است.

امروزه اين امر پذيرفته شده كه حمل و نقل عمومي عملا به مثابه يارانه‌اي است كه دولت به شهروندان مي‌دهد. چرا كه سيستم حمل و نفل عمومي نسبت به ساير سيستم‌ها سطح مصرف پايين‌تر سوخت را دارد. كسي كه از خودروي شخصي استفاده مي‌كند سهم بيشتري از كل مساحت شبكه معابر را به خود اختصاص مي‌دهد و ترافيك و آلودگي بيشتري هم ايجاد مي‌كند.

مسافري كه از سيستم حمل و نقل عمومي استفاده مي‌كند به مراتب تقاضاي كمتري از شبكه معابر داشته و طبعا نقش كمتري هم در ترافيك و آلودگي هوا خواهد داشت.

براساس آمارهاي منتشر شده ، در تهران هر مسافر خودروي شخصي 12 برابر مسافر اتوبوس سوخت مصرف مي کند و15/5 برابر آلودگي توليد مي‌كند. بي‌ترديد چندان عادلانه نيست كه اين دو نفر به يك اندازه از هزينه‌هاي مستقيم و غيرمستقيم ترافيك متضرر شوند. اما آلودگي هوا، آلودگي صوتي و زماني در ترافيك عملا به يك اندازه بر زندگي هر دو نفر تاثير مي‌گذارد و جالب‌تر آنكه احتمال دارد ماليات و عوارض شهري كه از هر دو نفر گرفته شود، نيز برابر باشد که دولت‌با توسعه حمل و نقل عمومي تلاش مي‌كند اين بي‌عدالتي را جبران كند.

با توجه به ضريب سرنشين1/6 نفر براي خودروهاي سواري و 35 نفر براي اتوبوس در تهران مي‌توان ظرفيت يك اتوبوس را تقريبا معادل 22خودروي سواري در نظر گرفت، در حالي كه مساحت اشغال شده توسط اتوبوس تنها 3 برابر يك خودرو سواري است. اين معادله ساده، كليد طلايي حل مشكل ترافيك كلان شهرهاي امروزي دنياست.

صفر علي قاضيان مدير روابط عمومي شركت واحد اتوبوسراني تهران معتقد است : بررسي وضعيت حمل و نقل و ترافيك در شهرهاي كشور حاكي از وجود مشكلاتي از قبيل سطح نامناسب خدمات، پوشش درصد نامطلوبي از سفرها توسط حمل و نقل عمومي و خصوصي، فقدان نظارت كافي در نگهداري و بهره‌برداري از انواع سامانه‌ها و تاخير در امداد‌رساني و عمليات نجات در شرايط اضطراري است که براي رفع اينگونه مشكلات بايد به موارد زير توجه داشت:

1 - مديريت مصرف بهينه سوخت

2 - توسعه حمل و نقل عمومي

3 - خارج كردن خودروهاي فرسوده از چرخه حمل و نقل عمومي

4 - جايگزين كردن گاز طبيعي به جاي بنزين و افزايش خودروهاي دوگانه ‌سوز و گازسوز

5 - مديريت تقاضاي سفر و كاهش سفرهاي زايد شهري و برون‌شهري

6 - ايجاد محدوديت تردد وسايل نقليه شخصي

7 - فرهنگ‌ سازي و راه‌اندازي خطوط جديد توليد ناوگان عمومي شهري در بخش‌هاي قطار شهري، اتوبوس، ميني ‌بوس و توسعه تاكسيراني

چنانچه اينگونه يارانه ‌ها و خدمات به نحو مناسب در اختيار جامعه قرار گيرد، رشد مطلوبي در نظام حمل و نقل عمومي كشور را شاهد خواهيم بود و در نتيجه تقاضا براي استفاده از ناوگان حمل و نقل عمومي بيشتر خواهد شد.

اين واقعيت انكارناپذير است كه مساحت تهران بخصوص در بافتهاي قديمي شهر توان پذيرش اين مقدار بزرگراه را ندارد. افزايش سهم حمل و نقل عمومي حداكثر تا 75درصد از كل سفرهاي درون شهريست به نحوي كه سهم اتوبوسراني 40 درصد ، تاكسيراني 20درصد و سهم حمل و نقل ريلي و مترو 15 درصد است.

مدتي است قيمت و مقدار مصرف بنزين بسيار مورد توجه قرار گرفته اما با قاطعيت نمي‌توان گفت كه صرفا افزايش قيمت سوخت شرط لازم براي دسترسي به نظام پايدار و كارآمد است و اثراتي چون كاهش ترافيك را در بر خواهد داشت . بنابراين اهميت بها دادن به بخش حمل و نقل عمومي باز خودنمايي مي کند.

خالي از لطف نيست بدانيم تا پايان سال 1386 شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه با حدود 6500 دستگاه اتوبوس و بيش از 300 خط مشغول به جابجايي حدود 3 ميليون نفر جمعيت در کلان شهر تهران است.

گزارشگر : محمد زندکريمخاني

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:32  توسط ساده لو  | 

چه اندازه آمبولانس ها را مي شناسيم؟

يکي از شاخصه هاي توسعه يافتگي کشورها ، نمودار رو به رشد سلامت و بهداشت يک جامعه است. اهميت آن به اندازه ايست که سازمان بهداشت جهاني بر اساس شاخصهايي مانند سهم سلامت از درآمد ناخالص ملي ، سهم مردم از هزينه درماني خود و در نهايت سرانه درمان ، به ارزيابي سلامت و بهداشت كشورها پرداخته و رتبه بندي مي کند.

دكتر پيرموذن نماينده اردبيل و عضو كميسيون بهداشت و درمان مجلس در آبان ماه امسال بر اساس آمار سازمان بهداشت جهاني، رشد بهداشت و سلامت كشورمان را 6/6 درصد ، كشورهاي در حال توسعه بين هشت تا 10 درصد و كشورهاي توسعه يافته را بالاي 12 درصد اعلام کرد. همچنين اين نماينده مجلس با توجه به شاخص هاي فوق، رتبه ايران را دربين 192 كشور عضو سازمان بهداشت جهاني 110 اعلام کرد.

دکتر لنکراني وزير بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي در مراسم رونمايي داروي زخم پاي ديابت يا همان آنژي پارس به حرکت رو به رشد بخش سلامت و درمان در سه سال اخير اشاره داشت .

با رشد فعاليتها و کشفياتي که به تازگي در حوزه پزشکي و بهداشت انجام مي شود اميد است که هر روز شاهد بهبود وضعيت بهداشت و سلامت در کشور باشيم.

يکي از فعاليتهاي کليدي و مشکل گشا در حوزه بهداشت و سلامت کشور، بخش آمبولانسهاي بيمارستاني و اورژانسي است و با اينکه صداي آژير آن در اکثر مواقع به گوش مي رسد ولي کمتر مطالعه اي در خصوص انواع آمبولانس ها و عملکرد آنها انجام گرفته است و مردم هر آمبولانسي را که مي بينند بياد اورژانس دولتي يا 115 مي افتند.

آيا آمبولانسها همان 115 هستند ؟ آيا از ديد اورژانس، آمبولانس هاي غيرخودي هم وجود دارد؟ آيا اين مرکب هاي آرامش بخش هم دچار تخلف و تقلب مي شوند ؟ آيا آمبولانس با آمبولانس فرق مي کند؟ آيا اجاره آمبولانس رايگان است يا ريالي ؟ آيا آمبولانسها هم مانند آژانسهاي مسافرکش داراي تعرفه مالي معين هستند ؟ آمبولانس هاي ما تا چه اندازه با استانداردهاي جهاني فاصله دارند؟ و بسياري از سوالات و شبهات ديگر که مرا براي يافتن پاسخ آنها به مرکز اورژانس تهران واقع در خيابان جمهوري، بين خيابانهاي فلسطين و ابوريحان کشاند.

مقابل در آهني و بزرگ اورژانس رفت و آمد زيادي به چشم مي خورد و هر کس به نوعي دچار ويروس عجله شده است. انواع ماشينهاي کوچک و بزرگ آمبولانس و موتورهاي امدادي و کارکنان يونيفورم پوشيده اورژانس و.....

به سراغ آقاي مهران عليپور مدير روابط عمومي اورژانس مي روم و سوالات خود را برايش مطرح مي کنم و او نيز با متانت پاسخ مي دهد . البته در حين صحبت چندين بار کلامش به خاطر موارد اورژانسي که بوجود مي آمد قطع مي شد.

عليپور گفت : آمبولانسهاي زيادي در سطح شهر در حال فعاليت هستند ولي مردم تصور مي کنند همه مربوط به اورژانس هستند در حاليکه تنها آمبولانسهايي که داراي آرم 115 هستند دولتي و مربوط به 115 مي شوند. تمام خدمات آمبولانسي 115 اعم از موتوري ، هليکوبتري يا خودرويي بصورت رايگان است و هيچ وجهي در خصوص نقل و انتقال بيمار نمي گيرند و تمام بيمارستانها نيز قانونا" ملزم به پذيرش بيمار آنها را دارند.

وي افزود : نهادها و ارگانهاي زيادي مثل صدا و سيما ، شرکت نفت ، هلال احمر ، ارتش و سپاه و نيروي انتظامي وغيره ... داراي آمبولانس هستند که هيچ ارتباطي به 115 ندارند از طرف ديگر يکسري آمبولانس مراکز خدمات پزشکي پيش بيمارستاني وجود دارد که وظيفه انتقال بيمار از خانه تا بيمارستان را در قبال دريافت وجه دارند.

عليپور با اشاره به رکورد 11 دقيقه اي اورژانس تهران نسبت به 8 دقيقه استاندارد جهاني گفت : برابر استاندارد جهاني به ازاي هر 16500 نفر يک آمبولانس و به ازاي هر 32 هزار نفر يک پايگاه اورژانس شامل 2 آمبولانس و يک آمبولانس رزرو بايد وجود داشته باشد. ولي در حال حاضر 170 آمبولانس دولتي در پايتخت فعاليت مي کنند که اين رقم کمبود 500 آمبولانس تهران را به رخ مي کشد.

همچنين در کنار اين کمبود ، در شبانه روز حدود 16 هزار تماس با شماره 115 برقرار مي شود که فقط 3500 تماس مفيد و درمانيست و مابقي مزاحمت و يا اشتباهيست و از اين تعداد نيز نزديک به هزار مورد آن نياز به اعزام آمبولانس است.

مدير روابط عمومي اورژانس گفت : سه نوع آمبولانس در کشور موجود است. تيپ A ، تيپ B و تيپ C .

تيپ A آمبولانسهاي هستند که براي نقل و انتقال افراد در حالت غير اورژانسي استفاده مي شود. در اين تيپ ها ابزار و وسايل امدادي بسيار ناچيز و فاقد نيروي متخصص است.

تيپ B آمبولانسهايي هستند که نيروهاي زبده تر و امکانات امدادي بيشتري دراختيار دارند که اکثر آمبولانسهاي موجود ما در اين حد خلاصه مي شوند.

تيپ C آمبولانسهاي بسيار مجهزي هستند که امکانات احياء و icu و ccu را در اختيار دارند و نوعي مرکز اورژانس پورتابل محسوب مي شوند که از اين تيپ متاسفانه يا نداريم يا خيلي کم موجود مي باشد.

عليپور به اجراي طرح ساماندهي آمبولانسهاي بخش خصوصي اشاره کرد و گفت : در کنار آمبولانسهاي داراي مجوز بسياري ديگر بصورت زير زميني و بدون مجوز شروع به فعاليت کردند که بعضا دچار تخلفاتي نيز شدند که از جمله اين تخلفات مي توان به مريض فروشي ، مسائل ضد اخلاقي ، جابجايي بي مورد بيمار براي منفعت طلبي ، تخلفات مالي ، نداشتن مهارت و تخصص اورژانسي ، فقر امکانات و غير اصولي بودن فضاي آمبولانس و موارد ديگر.... اشاره کرد.

توضيحات عليپور در خصوص رايگان بودن خدمات آمبولانسي 115 برايم جالب و تازگي داشت . بنابراين از چند نفر از همکاران با آرزوي سلامتي براي آنان پرسيم " تصور مي کنيد اجاره آمبولانس 115 از خانه تان تا نزديکترين مرکز درماني چقدر است ؟ " که به جز يک نفر بقيه مبالغي را مطرح مي کردند.

اين شد که براي کامل کردن گزارشم به سراغ دکتر ربيع الله رحمانيان معاون عمليات اورژانس تهران و مدير ساماندهي مراکز آمبولانس هاي غير دولتي رفتم.

رحمانيان ، مردي ميانسال با قدي بلند و هيبتي ورزيده ، صورتي جدي و لهجه اي شيرازي ، درباره وضعيت آمبولانسها اين چنين گفت : سالهاي گذشته در کنار خدماتي که آمبولانسهاي خصوصي به مردم ارائه مي کردند بعضا شاهد آشفتگي ها و تخلفاتي نيز بوديم و مردم چون کمترين اطلاعاتي در خصوص نوع فعاليت ، تعرفه هاي مالي ، مسائل حقوقي و شرح وظيفه اين آمبولانسها نداشتند در بسياري موارد دچار اجحاف مي شدند.

وي افزود : از ارديبهشت سال 1385 مسئوليت آمبولانسهاي خصوصي براي ساماندهي به وضعيت آنان به اورژانس تهران واگذار شد. به علت بالا بودن آمار تخلفات از ابتداي اجراي طرح ساماندهي ، 80 مرکز غيرقانوني آمبولانسهاي خصوصي را پلمپ کرديم و مابقي که شامل 24 مرکز آمبولانسي مي شود را در موازات خط و مشي اورژانس تهران ساماندهي نموده تا از پتانسيل و توانايي آنها در مواقع خطر و بحران به بهترين وجه بهره برد.

معاون عمليات اورژانس تهران درباره تعرفه هاي مالي آمبولانسهاي خصوصي گفت : براي آژانس هاي مسافرکش مي توان تعرفه مالي تعيين کرد چرا که خدماتي يکنواخت ارائه مي کنند ولي نوع فعاليت و خدمات آمبولانسي را نمي توان با يک تعرفه ثابت ، محاسبه کرد . آمبولانسها را مي توان به تخت بيمارستاني تشبيه کرد . آيا نرخ تخت icu با ccu يا تخت معمولي برابر است. آمبولانسها هم با توجه به تيپ آنها داراي امکانات و پرسنل با تخصصهاي مختلف است. البته يک نرخ پايه به عنوان تعرفه موجود است و هر چه از اجراي اين طرح مي گذرد به ساماندهي بيشتري نزديک مي شويم.

رحمانيان جمع آوري آمبولانسهاي غيرقانوني را گام نخست ، ساماندهي آمبولانسهاي مجاز را گام دوم و فکر راه اندازي شماره 6464 را گام سوم و مهمترين فصل ساماندهي وضعيت آمبولانسها معرفي کرد.

مدير ساماندهي مراکز آمبولانس هاي غير دولتي گفت : صحبت از کمبودها کردن زياد خوشايند نيست و دردي دوا نمي کند پس براي اينکه اکثر مشکلات و کمبودها مرتفع شوند اقدام به راه اندازي شماره 6464 يا مرکز تلفني آمبولانسهاي خصوصي يا ( ديس پچ Dispach ) کرديم.

رحمانيان با نشاطي که در کلامش بود و گويا اين ديس پچ Dispach نوعي فتح و افتخار ماندگار براي او محسوب خواهد شد گفت : اين اتفاق مبارک را هنوز به خبر تبديل نکرده ايم و شما اولين کسي هستيد که اين خبر را پيش از افتتاح مطرح خواهيد کرد پس بنويس ، هميشه اين دغدغه بين مردم وجود داشت که بيمارشان در موقع اضطراري و کمترين زمان در بيمارستاني مناسب با نوع بيماري فرد ، پذيرش بگيرد و حتي آمبولانسي مطمئن با تعرفه اي مناسب و معين کار حمل بيمار را انجام دهد. اينجا بود که فکر ديس پچ جان گرفت.

وي ارتقاء سطح سلامت جامعه را هدف کلي و نهايي طرح ناميد و گفت : از اهداف اين طرح مي توان به موارد ذيل اشاره کرد .

1- بهينه سازي وضعيت موجود و افزايش بهره وري سيستم آمبولانسهاي خصوصي و حذف مراکز غيرمجاز.

2- ارتقاء بعد نظارتي و کنترل هوشمندانه مراکز آمبولانس خصوصي .

3- از بين بردن ارتباطات ناسالم و سيستم پورسانت مابين مراکز آمبولانس خصوصي با بيمارستانها و پزشکان.

4- ارتقاء کمي و کيفي وضعيت علمي خدمات اورژانس تهران.

5- پيشگيري از تداخل عملکرد مراکز خصوصي با اورژانس 115

6- يکسان سازي در عملکرد و ميزان هزينه هاي دريافتي تمام مراکز .

7- استاندارد کردن خودروها و تجهيزات مراکز خصوصي .

8- رفع سردرگمي مردم در استفاده از خدمات آمبولانس خصوصي و استفاده از يک شماره تلفن مشخص.

9- تامين درآمد مراکز به روش صحيح و پيشگيري از اعمال خلاف قانون و اخلاق.

10- اخذ پذيرش بيمارستاني به شکل قانوني وبدون نياز به پرداخت هاي پورسانت به مراکز درماني.

11- حذف واسطه، کاهش هزينه تحميلي به بيمار و سرعت عمل بخشيدن به ارائه خدمات اورژانس.

12- تقويت اورژانس 115 و استفاده از پتانسيل آمبولانس خصوصي و فعال کردن مراکز خصوصي به موازات سيستم دولتي.

13- بالابردن رضايت مندي شهروندان و مراجعين.

14- جلوگيري از تفرق مديريت بين مراکز.

15- از بين رفتن تبليغات کاذب ، ‌خلاف واقع و گول زننده بوسيله مراکز.

16- پيگيري شکايات قانوني و حقوقي و پيشنهادات بيماران در صورت بروز تخلف.

17- اجراي قوانين آئين نامه اي و يکدست کردن تمام مصوبات بر اساس آئين نامه ( لباس فرم ، رنگ آمبولانس ، نوع آمبولانس ، برگه ماموريت و....)

بعد از اينکه اين اهداف را رحمانيان يک به يک از روي کاغذي قرائت کرد ، نفسي بلند کشيد و افزود : اميدوارم اين مرکز که تاکنون بيش از90 درصد آن کامل شده پيش از اتمام سال در خيابان نواب افتتاح شود و مجوز آن را هر چه سريعتر وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکي صادر کند چرا که منفعت اين مرکز در وحله اول و آخر اختصاص به مردم دارد.

معاون عمليات اورژانس تهران در پايان به بضاعت موجود آمبولانسهاي خصوصي اشاره کرد و گفت : در حال حاضر فاصله زيادي با استانداردهاي جهاني داريم. به عنوان نمونه اين 24 مرکز خصوصي داراي 113 آمبولانس هستند که از اين تعداد 59 آمبولانس در حد استاندارد و 54 آمبولانس غيراستاندارد هستند که دستور داده شده ظرف يکسال آينده اقدام به نوسازي و استاندارد سازي ناوگان خويش کنند. همچنين در اين مراکز ، 11 پزشک ، 33 پرستار ، 17 کاردان ، 97 بهيار و تکنسين ، 101 راننده و در مجموع 259 نفر فعاليت مي کنند.

گزارشم کامل شد اما تمام نشد. از امروز به بعد نگاهم به اين مرکبهاي نجات که هر روز در خيابانهاي شهر در منظر چشمانم ظاهر مي شوند ، بهتر و عميق خواهد شد.

به اميد آن روزي که سامانه آمبولانسي و اورژانسي کشور ما هم شانه به شانه استانداردهاي شهري جهان حرکت کند.

گزارشگر: محمد زندکريمخاني

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:30  توسط ساده لو  | 

با قاتل نامرئي بيشتر آشنا شويم

انسانها با فرا رسيدن فصل سرد متناسب با امكانات و شرايط زندگي خود سعي مي كنند كمتر در معرض سردي و سرماي هوا قرار گيرند و محل سكونت و يا كار خود را با استفاده از وسايل گرمايشي گرم كنند.

ساليان سال است که نفت و گاز و ذغال چوب مهمترين و عمده ترين سوخت هاييست كه در نقاط مختلف كشوربراي گرمايش مورد استفاده قرار مي گيرد و حتي از برق نيز براي توليد گرما استفاده مي شود.

وسايل گرما زا كه عمدتا از سوخت هاي فسيلي استفاده مي كنند اگرچه گرمابخش محيط زندگي هستند ولي عدم رعايت اصول و موازين ايمني در كاربرد صحيح از آنها و همچنين بي احتياطي خصوصا در روزهاي اخير كه برودت هوا به اوج خود رسيده ، باعث بروز تلفات جاني و نگران كننده اي شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:29  توسط ساده لو  | 

اندرزگو ، معلم مکتب شهادت-

انقلاب اسلامي ما ثمره جانفشاني هزاران شهيد و استقلالي که امروزه باعث فخر ايران و ايرانيان است حاصل فداکاريها و ازخوگذشتگي بسياري از فرزندان اين مرز پر گهر است. چه بسيار راست قامتاني که براي احتزاز پرچم توحيد زير چکمه هاي استبداد شکستند و صدايشان که محمل نداي آسماني وحي بود خاموش شد.

سيد علي اندرزگو يکي از آن هزاران شهيدي است که عمر خود را فداي به ثمر نشستن و گسترش نظام توحيدي آخرين پيامدار آسماني حضرت محمد مصطفي(س) کرد.

سيد علي در رمضان سال 1318 هجري شمسي، در خيابان شوش تهران ديده به جهان گشود. او پس از طي دوران كودكي و پايان تحصيلات ابتدايي و به دليل فقر خانوادگي ، ترك تحصيل كرد و در يك كارگاه نجاري مشغول به كار شد. از آن جايي كه به علوم ديني علاقه وافري داشت پس از فراغت از كار روزانه، تا پاسي از شب در مسجد هرندي دروازه غار تهران دروس فقه و اصول مي خواند.

شهيد اندرزگو، در نوجواني با نواب صفوي آشنا شد. منش و شخصيت اين روحاني مبارز در ذهن و ضمير او اثري ژرف گذاشت و فرايند اين تاثير روحي، آشنايي با تشكيلات فداييان اسلام و راه مبارزاتي آنها بود كه در تعيين مشي مبارزاتي سيد علي نقش آفرين بود. وي كه در آن سال ها به سلاح علم و ايمان، خود را مسلح مي ساخت، سرانجام با درك و لمس روح نهضت 15 خرداد به رهبري امام خميني (ره) در سن هيجده سالگي گام به عرصه مبارزه با رژيم پهلوي نهاد.

شهيد اندرزگو در جريان قيام 15 خرداد ، خود يكي از عاملين تظاهرات پرشور مردم بود كه همان شب با اهداي كتابي از امام مورد تقدير قرار گرفت.

پس از واقعه 15 خرداد، در همان رابطه دستگير و تحت شديد ترين شكنجه ها قرار گرفت، و با اين كه در زير شكنجه بيهوش شده بود، به سبب عزم خدادادي كوچكترين كلامي كه بتواند شكنجه گران را به مقصودشان رهنمون سازد بر زبان نيارود. پس از رهايي از زندان با شهيد حاج صادق اماني و ديگر دوستاني كه از سابق مي شناخت ارتباط برقرار كرد و وارد شاخه نظامي هيات موتلفه اسلامي شد.

در همين زمان مساله ترور حسنعلي منصور نخست وزير وقت مطرح شد و او به همراه ديگر افراد شركت كننده در اين ترور، در مراسم تحليف شركت كرد و اولين نفري بود كه دست روي قرآن گذاشت و سوگند ياد كرد كه تا آخرين قطره خون خود نسبت به نهضت و آرمان هاي اسلامي آن وفادار بماند.

اعدام انقلابي حسنعلي منصور با همكاري شهيدان محمد بخارايي، رضا صفار هرندي، مرتضي نيك نژاد و حاج صادق اماني جامعه عمل پوشيد. شهيد اندرزگو كه 19 سال بيشتر نداشت، در اين عمليات مسئوليت كند كردن اتومبيل منصور را در محدوده بهارستان بر عهده داشت، تا شهيد بخارايي بتواند با دقت عمل او را از پاي در آورد. وقتي كه شهيد اندرزگو با موفقيت وظيفه خود را انجام داد، منصور به ناچار در نزديكي مجلس از اتومبيل پياده و عازم مجلس شد و همين امر فرصتي فراهم آورد كه شهيد بخارايي از اين موقعيت استفاده كند و خشم و نفرت ملت مسلمان ايران را با گلوله اي كه شليك كرد و در گلوي او نشاند، ابراز نمايد.

پس از اين حركت، سيد علي اندرزگو براي اطمينان از مرگ منصور، خود را به او رساند و گلوله ديگري در مغزش خالي كرد و به سرعت متواري شد. از آن به بعد زندگي مخفي اختيار كرد، و مخفيانه در قم زندگي و تحصيل علوم حوزوي را ادامه داد.

رژيم كه از يافتن وي مايوس شده بود، او را به صورت غيابي محاكمه و به اعدام محكوم كرد. پس از مدتي، توسط ساواك شناسايي شد اما توانست فرار كند و خود را مخفيانه به عراق رساند و از نعمات وجودي امام (ره) از نزديك بهره ها ببرد.

در سال 1345، به ايران بازگشت و به قم رفت و مجددا سرگرم فعاليت هاي انقلابي شد در ضمن هر وقت فرصتي پيش مي آمد با سخنراني هاي پرشور خود ، در شنوندگان تاثير به سزايي مي گذاشت و آنان را به تحرك وا مي داشت. اندرزگو ، دوباره شناسايي شد و ناگزير به تهران آمد و در محله چيذر سكني گزيد.

در چيذر تحصيل علوم ديني و مبارزاتش را از نو و در بعدي ديگر آغاز كرد. در همين جا بود كه ازدواج كرد و يك سال و نيم در يك اتاق اجاره اي با همسرش زندگي كرد. افراد زيادي به عنوان ميهمان به منزل وي رفت و آمد مي كردند و تحت آموزش وي قرار مي گرفتند. وي به مرور زمان بر وسعت فعاليت هاي انقلابيش افزود و براي اين كه شناسايي نشود، منزلش را مرتب عوض مي كرد.

در سال 1351 شمسي، يكي از دوستان وي دستگير و در زير شكنجه هاي طاقت فرسا به مواردي در رابطه با شهيد اندرزگو اعتراف كرد و ساواك از سر نخي كه به دست آورده بود، در صدد دستگيري وي برآمد، اما او توانست مثل هميشه از دست ساواك بگريزد و به قم برود. در قم مجددا با نام مستعار و با ظاهري ديگر، اتاقي اجاره كرد و مشغول فعاليت شد و با گروه هاي مبارز مسلمان به برقراري ارتباط پرداخت و براي آنها پول و اسلحه و مهمات و امكانات فراهم ساخت. بار ديگر، ساواك موفق به شناسايي محل زندگي او شد و اين بار نيز، وي از معركه گريخت و با نامي ديگر و در لباسي مبدل، خود را به مشهد رساند و در آن شهر با حجت الاسلام والمسلمين عباس واعظ طبسي (توليت فعلي آستان قدس رضوي) تماس گرفت و با كمك ايشان توانست همراه همسرش و به طور پنهاني از طريق زابل و زاهدان به افغانستان فرار كند.

وي در افغانستان تنها يك ماه دوام آورد و نتوانست دور از مبارزه باشد، لذا مخفيانه خود را به مشهد رساند.

در اين دوران شهيد اندرزگو، روزها با لباس مبدل و با نام هاي مستعار به شهرستانهاي مختلف مسافرت مي كرد و به فعاليت هاي تبليغي مشغول مي شد و شب ها نيز در نزد اديب نيشابوري به توسعه معلومات مي پرداخت و هم زمان، طلاب ديگر را نيز از اطلاعات علمي و مبارزاتي اش بهره مند مي ساخت.

او در مشهد چندين خانه عوض كرد و نيز پنهاني به سفر حج مشرف شد. در سفر ديگري كه عازم انجام حج عمره شده بود، خود را به نجف اشرف رساند و به زيارت امام خميني(ره) نايل آمد واز انفاس قدسي آن درياي بيكران فيض، نيرو گرفت. سپس به سوريه و لبنان سفر كرد و بر تجربه هاي مبارزاتي خويش افزود.

اندرزگو در لبنان با نماينده امام (ره) در سازمان الفتح تماس گرفت و ضمن ديدن تعليمات نظامي، طرز استفاده از سلاح هاي سنگين را فرا گرفت و پس از بازگشت به ايران همزمان با اوجگيري انقلاب اسلامي تصميم به نابودي شاه گرفت. لذا با يك برنامه 6 ماهه، رفت و آمدهاي شاه را تحت نظر گرفت تا بتواند با وارد كردن مواد منفجره از فلسطين، هدف خود را پياده كند، لذا دست به كار شد تا به كمك شخصي در داخل كاخ سلطنتي به اين مهم دست يابد اما از آن جايي كه ماموران ساواك به طور دايم در جستجوي وي بودند، توانستند اطلاعاتي حين شكنجه تعدادي از مبارزان اسلامي، از اندرزگو به دست آورند. ساواكي ها در چارچوب اين اطلاعات تلفن هاي قسمت وسيعي از شهر تهران را تحت كنترل گرفتند تا توانستند، رد مكالمات او را به دست آورند و پي بردند كه اندرزگو روز 19 ماه مبارك رمضان افطار را در منزل يكي از دوستانش خواهد بود.

شهيد اندرزگو، نزديكي غروب آن روز با يك موتور گازي راهي منزل دوستش شد، ماموران ساواك قبلا منطقه را به محاصره در آورده بودند. وي پس از ورود به خيابان سقاباشي متوجه حضور ماموران ساواك شد، اما براي فرار از مهلكه، ديگر دير شده بود . وي با پناه گرفتن در پشت يك اتومبيل سعي در گمراه كردن ماموران داشت ، اما ماموران رژيم از فاصله دور پاهاي او را مورد هدف قرار دادند. اندرزگو در حالي كه خون، به شدت از پاهايش جاري بود، توانست تعدادي از اسنادي را كه در جيب داشت در دهان گذاشته و بجود و تعداد ديگر را نيز با خون خود آغشته كرد تا به دست ماموران ساواك نيافتد. دژخيمان رژيم كه سخت از اين چريك مسلمان وحشت داشتند از فاصله دور او را به گلوله بسته بودند و از اين باك داشتند كه اندرزگو به خودش مواد منفجره بسته باشد، آن ها وقتي مطمئن شدند كه اندرزگو قادر به انجام حركتي نيست به وي نزديك و او را روي برانكارد قرار دادند، اما سيد با تكاني خود را از روي برانكارد به داخل جوي آب انداخت. لحظه شهادت فرا رسيده بود و او در 22 آبان 1357 مصادف با روز ضربت خوردن مولايش علي (ع) در حالي كه روزه بود و روزه خود را با خوردن اسناد باز كرد، به لقاي پروردگارش شتافت. سيد همواره گفته بود كه: زنده مرا نخواهند يافت، و سرانجام نيز چنين شد.

شهيد سيد علي اندرزگو چريكي بود كه دامنه مبارزاتش، از لبنان تا افغانستان گسترده بود. او در مدت اقامتش در لبنان، در تشكل بخشيدن به گروه هاي بسياري از مبارزان پراكنده فلسطيني موفقيت هايي كسب كرد. ساواك 15 سال سايه وار دنبال او مي گشت، لكن هر وقت به مخفيگاه وي مي رسيد، سيد توانسته بود از دام ماموران بگريزد.

عبدالكريم سپهرنيا، دكتر حسيني، شيخ عباس تهراني، ابوالحسن نحوي، سيد ابوالقاسم واسعي، محمد حسين الجوهرچي ، نام هايي بودند كه سيد از آن ها استفاده مي كرد و مناسب هر نام، به چهره اي ظاهر مي گرديد.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

گزارشگر : محمد زندکريمخاني

منابع :

1- سردار سرفراز . نشرمرکزبررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات . چاپ اول. 1377

2- پيشکسوت انقلاب . نشرمرکزبررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات . چاپ اول. 1378

3- شهيد سيد اسدالله لاجوردي . نشرمرکزبررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات . چاپ اول. 1377

4- جمعيت فدائيان اسلام به روايت اسناد. دکتر احمد گل محمدي. نشرمرکزبررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات . چاپ اول.1382

5- نقش فدائيان اسلام در تاريخ معاصر ايران. روح الله حسينيان. نشرمرکزبررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات . چاپ اول. 1384

6- جمعيت فدائيان اسلام و نقش آن در تحولات سياسي اجتماعي و سياسي ايران. داود اميني . نشرمرکزبررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات . چاپ اول 1381

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 12:28  توسط ساده لو  |